![]() | پروفایل نویسنده آرشیو مطالب کلیه مطالب این وبلاگ طراح قالب : آی تم |
این روزها آرامم
آنقدر که از پریدن پرنده ای غافل
ودرهیچ خیابانی گم نمی شوم
این روزها آسان تر از یاد می روم
آسان تر فراموشم می کنند
... می دانم
اما شکایتی ندارم
آرامم...
گله ای نیست...انتظاری نیست
اشکی نیست...بهانه ای نیست
این روزها تنها آرامم
آنقدر آرام که
می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ندانم...؟
![]()
بزرگ شده ام اما هنوز در فکر حرف پدر ژپتو ام وقتی به پینوکیو می گفت: عروسک باش چوبی بمان اینجا آدم ها از سنگند دنیایشان زیبا نیست..........
|
گاهی که از تمام دلهره های زندگی می گریزم
گاهی هایی که از بودنم
خسته می شوم
آنوقت هایی که
گم می شوم در ازدهام تنهایی
فقط دلم تو را می خواهد خدای من
دلم می خواهد بیایی
وتمام تنهایی هایم را پرکنی
حست می کنم
انگار دوباره پیدایت کرده ام
انگار دوباره به قلبم آمده ای
سرگردانم
سرگردان تر از همیشه نمیدانم خوشحال باشم یا غمگین چند وقتیست که دیگر از لبخندها می ترسم هرگاه می خندم انگار غم ها بیشتر هجوم می آورند می ترسم بخندم و باز باخبر شود تنهایی با خبر شود اندوه باخبر شود افسوس.......... و آنوقت دوباره تنها و بی کس در گرداب افسوس و اندوه سرگردان شوم برای خندیدن هنوز زود است باز هم منتظر می مانم.................. |
آری اغاز
دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین
دوست داشتن زیباست
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد به اندازه ی عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...
دلم کوچک است ...
کوچکتر از باغچه پشت پنجره.
ولی آنقدر جا دارد که برای دوستی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم
برای همیشه...
اگر باران ببارد بازٍٍِ،می آیم درون کوچه امید.
وفانوس نگاهم را برایت می فروزانم و از ترکیب دستانم
برایت چتر می سازم...
مبادا قطره ای باران بیازارد نگاه مهربانت را...
یک استکان چای داغ مهمان منی...
کنار پنجره ی بخار گرفته وقت تنهایی...
نوش جانت...
چای رفاقت من همیشه تازه دم است!!!
زندگی زیباییست
می توان،
بر درختی تهی از بار،زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری
ریخت
می توان،
از میان فاصله هارا برداشت
دل من با دل تو،
هر دو بیزار از این فاصله هاست
"حمید مصدق"
aytem.cf |