![]() | پروفایل نویسنده آرشیو مطالب کلیه مطالب این وبلاگ طراح قالب : آی تم |
تویی که داری این پُست رو میخونی...
آره با خودِتَم...
از خُدا میخوام به همه آرزوهای خوب و قشنگِت بِرسی.
تو زندگیتم َهمیشه لَبخند رو لَبات باشه..
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ..
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق بودن ..
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن.
من خودمم!
شبیه کسی نیستم
اگر میخواهی مثل بقیه باشم..
بقیه هستن!
یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید
راست میگه یا دروغ...
اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا
که با چشمشونم دروغ میگن...
می شود باران ببارد؟
همین امشب!
قول می دهم فقط
قطره های پاکش را بغل کنم!
و بی هیچ اشکی
دستهایش را بگیرم
قول می دهم
فقط بویش را حس کنم!
اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط… می شود؟
امشب…. ؟
خدایا
دلم به اندازه تمام روزهای بارانی …
برای باران تنگ است!!
همه می گویند دنیامثل زندان است ...
دنیا من اصلا شبیه زندان نیست...
آخه زندان ساعت ملاقات دارد
ولی چرا هیچکس به دیدار من نمیاید.
بعضی ترانهها را می توان
بارها و بارها گوش داد..
بعضی انسانها را میتوان
بارها و بارها دوست داشت ..